فضاهاي تاريك با يه نور كم سوي لامپاي كوچيك فضاهاي آروم با هواي نرم ... موسيقي ملايم كه معمولا موسيقي هاي كلاسيك باب دل جوونا..تصاوير جذاب كه به فضا ديد هنري ميده ...
حدستوون درسته اين تشريح يه كافي شاپه جايي كه اغلب اوقات جووناي امروزه اونجا مي گذره. شايد بشه گفت كافي شاپاي عصر ما پرده آروم و تزويري از كافه هاي قديمه . انگار جووناي امروز دنبال آرامشي ميگردن كه تصور ميكنن توو موهاي بلند و دود غليظ سيگار و به اصطلاح روشنفكري و نشستن توو كافي شاپه . كافه جووني الان كجا و كافه نادري هدايت كجا . فضاي آرومي كه وقتي واردش ميشي هر چند نفري آروم با هم زمزمه ميكنن زمزمه اي هم نوا با موسيقي ملايم. .. شايد هم بعضي هاشون انقدر توو خودشون غرقن كه اصلا صداي موسيقي رو نميشنون.
سپيدو سياه يكي از اين كافه هاي شهرمونه .. وقتي واردش ميشي يه قفسه پر از كتاباي با ارزشه كه خوندن هر كدومشون انرژي خاصي به آدم ميده. محل نشستن كافه طبقه دومه. طراحي كاملا مشابه كافه هاي ديگه ولي درو ديوار كافه يه حس خاصي رو داره يه حس.. همون كه دنبالشم .....
فضا پر از ميزاي دو نفره. سر هر ميزي شيشه اي قرار دادن كه هر كس بنا به ذوق وسليقش اثري از خودش به يادگار گذاشته . يه اثر از ذهنش . هر بار كه يه سري به سپيد و سياه ميزنم با علاقه همه ميزا رو تماشا ميكنم و نوشته هاي زير شيشه رو ميخونم برام جالبه هركس از دلش از زندگيش طرحي به جا گذاشته . بين اين نوشته ها به تكه كاغذي برخوردم كه منو ياد دنيا انداخت ياد رفتن به ياد موندن ......
"شاعر هرگز نميميرد بلكه خود را به مردن ميزند “
به ياد قيصر امين پور"
همون لحظه از ته دل صلواتي براي شادي روحش فرستادم و به ياد چند بيتي از ايشان افتادم كه هر وقت بهترينم اين شعر ها رو توو گوشم زمزمه ميكنه احساس ميكنم انرژي مضاعفي میگیرم

